تبليغاتX
آوان

 

 

پسر همسایه ما یه شرکت کامپیوتری تاسیس کرده بود و به اتفاق چند تن از دوستانش اونجا رو اداره میکرد،هر از چند گاهی همکاراش به منزلشون سر میزدن و منم گاهی اوقات میرفتم پیش اونها که این رفت و آمد باعث شد تا رابطه ای بین من و بچه های شرکت بوجود بیاد و  بیشتر با هم رفیق شدیم.همون موقع ها بود که منم به کامپیوتر علاقه مندی پیدا کردم و بعد از اتمام دبیرستان در همون رشته دانشجوی دانشگاه ازاد شدم.

هر روز که میگذشت رابطه من با یچه های شرکت صمیمانه تر میشد و راحت تر میتونستم با اونها ارتباط برقرار کنم.بعد از مدتی تعدادی از بچه های شرکت به دلایل مختلف از جمله ادامه تحصیل و سربازی و ... از هم جدا شدن و ما کم کم از هم بی خبر شدیم.

روزگار طوری رقم خورد که بعد از گذشت چند سال، یکی از بچه های شرکت که برای ادامه تحصیل به یکی از شهر های دور رفته بود،بعد از دربافت مدرک کارشناسی، شده بود استاد یکی از کارگاه های برنامه نویسی دانشگاه ما، و من شدم دانشجوش.

سر کلاس با ادای احترام و خیلی مودبانه جلوی بقیه دانشجوها باش حرف میزدم و بیرون از کلاس با اسم کوچیک صداش میکردم،مثل گذشته ها. تا اینکه روز ارائه پروژه فرا رسید ،نوبت من که شد،اینقدر بهم اطمینان داشت که جلوی تمام دانشجوها بدون دیدن کد برنامه، برام نمره گذاشت،بچه ها هم که میدونستن برنامه نویسیه من خوبه، چیزی نگفتن.من اون روز متوجه نشدم که چه نمره ای گرفتم واسه همین رفتم در خونه شون و راجع این موضوع باهاش حرف زدم. گفت چند بهت بدم خوبه؟"از شنیدن این سوال شاخ در آوردم"گفتم یعنی چی؟!! خوب حقم رو بده.با خودم فکر کردم وقتی داره این سوال رو مطرح میکنه یعنی میخواد نمره پایین تری بهم بده.من که این مدت متوجه تغییراتی در اون شده بودم با عصبانیت بهش گفتم تو استادی و هر نمره ای که صلاح میدونی برام رد کن،فقط فردا منت نمره ای رو که بهم دادی سرم نزاری.

عجب روزگاری شده،دلش میخواست که من التماسش کنم تا واسه گرفتن حق خودم سرم منت بزاره و انگار از این کار لذت میبرد...

چند روز بعد دیدم که جلوی اسم من نمره 18 گذاشته،و به دو نفر دیگه 20 داده. از تعجب شاخ درآوردم.من این برنامه رو به عنوان پروژه پایان ترم به استاد خودم که دانشجوی دکتری است ارائه داده بودم و ایشون با دیدن برنامه 20 کامل به من داده یود، حالا چطور از یه استاده لیسانسه کارگاه، نمره 18 گرفته ام خدا میدونه.

با دیدن نمره فورا باهاش تماس گرفتم و گفتم که دلیل این کارت چی بود؟؟؟ گفت که دلم میخواست اذیتت کنم،همین.

میدونین دلیل این کارش چی بود!!!فخر فروشی!!!چون قبلا ما یه روزی مثل هم بودیم ولی حالا نیستیم و اون الان مدرکش بالاتر از منه

 

خدایا این دوستم همون دوستی نبود که من سالها پیش میشناختم اخــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه چرا؟؟

 

راستی شما میدونین که چرا بعضی از ادمها وقتی به یه پست و مقامی میرسن، عوض میشن؟؟!!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1385/11/19ساعت 2:54 AM  توسط سیناخان  |