تبليغاتX
آوان

 

 

روزي مردي به سفر مي رود . و به محض ورود به اتاق خود در هتل ، متوجه مي شود كه آن هتل به كامپيوتر مجهز است . تصميم مي گيرد به همسرش اي – ميلي بزند . نامه را مي نويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه مي شود و بدون اين كه متوجه آن شود نامه را مي فرستد . در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين كره خاكي ، زني كه تازه از مراسم خاكسپاري همسرش به خانه بازگشته بود با اين فكر كه شايد تسليتي از دوستان يا آشنايان داشته باشد به سراغ كامپيوتر مي رود تا اي – ميل هاي خود را چك كند . اما پس از خواندن نخستين نامه غش مي كند و بر زمين مي افتد . پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مي دود و مادرش را نقش بر زمين مي بيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد :

گيرنده : همسر عزيزم موضوع : من رسيدم تاريخ : 1 شهريور 83 مي دونم كه از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي . راستش آن ها اين جا كامپيوتر دارند و هر كسي به اين جا مي آد مي تونه براي عزيزانش نامه بفرسته . من همين الان رسيدم و همه چيز را چك كردم . همه چيز براي ورود تو رو به راهه . فردا مي بينمت . اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه
+ نوشته شده در  چهارشنبه 1384/09/30ساعت 8:3 PM  توسط سیناخان  | 

چند قورباغه از جنگلي عبور مي كردند كه ناگهان دو تا از آنها به داخل گودال عميقي افتادند . بقيه ي قورباغه ها در كنار گودال جمع شدند و وقتي ديدند كه گودال چه قدر عميق است به دو قورباغه ي ديگر گفتند كه ديگر چاره اي نيست . شما به زودي خواهيد مرد . دو قورباغه اين حرفها را ناديده گرفتند و با تمام توانشان كوشيدند كه از گودال بيرون بپرند . اما قورباغه هاي ديگر دائما به آنها مي گفتند كه دست از تلاش برداريد ، چون نمي توانيد از گودال خارج شويد ، به زودي خواهيد مرد بالاخره يكي از دو قورباغه تسليم گفته هاي ديگر قورباغه ها شد و دست از تلاش برداشت او بي درنگ به ته گودال پرتاب شد و مرد اما قورباغه ي ديگر با حداكثر توانش براي بيرون آمدن از گودال تلاش مي كرد . بقيه ي قورباغه ها فرياد مي زدند كه دست از تلاش بردار ،‌ اما او با توان بيشتري تلاش كرد و بالاخره از گودال خارج شد وقتي از گودال بيرون آمد ،‌ بقيه ي قورباغه ها از او پرسيدند : مگر تو حرفهاي ما را نشنيدي ؟ معلوم شد كه قورباغه ناشنواست ، در واقع او در تمام مدت فكر مي كرده كه ديگران او را تشويق مي كنند .

 

+ نوشته شده در  یکشنبه 1384/09/13ساعت 8:20 PM  توسط سیناخان  | 

اومدم شکل کانتر رو عوض کنم که یه تنوعی بشه

یه دفعه دیدم کانترم صفر شد

چقدر بــــــــــــــــــــــــــــــــــــد

+ نوشته شده در  سه شنبه 1384/09/08ساعت 2:12 AM  توسط سیناخان  | 

پروردگارا هر که را تو به خاطر اعمالش به اتش افکندی او را  خوار رو رسوا ساخته ای و این چنین افراد ستمگر یارو یاوری ندارند

+ نوشته شده در  دوشنبه 1384/09/07ساعت 2:50 PM  توسط سیناخان  |